وقتی نشانههای خسارت روی برگ، ساقه، ریشه یا میوه ظاهر میشود، اولین تصمیم بسیاری از کشاورزان انتخاب و مصرف سم کشاورزی است؛ اما نتیجه سمپاشی فقط به قدرت یا قیمت محصول بستگی ندارد. تشخیص اشتباه عامل خسارت، انتخاب گروه نامناسب، مصرف دیرهنگام یا افزایش خودسرانه مقدار سم میتواند علاوه بر بالا بردن هزینه، باعث گیاهسوزی، باقیماندن آفت، آلودگی محیط و افزایش مقاومت شود.
انتخاب درست از میان انواع سموم کشاورزی، از شناخت دقیق مشکل آغاز میشود. ابتدا باید مشخص شود خسارت ناشی از حشره، قارچ، باکتری، نماتد، جونده یا علف هرز است؛ زیرا هرکدام به گروه متفاوتی از آفتکشها نیاز دارند. حتی در یک گروه مشخص نیز همه محصولات عملکرد یکسانی ندارند. برای مثال، حشرهکشی که برای شته مناسب است، لزوماً روی لارو ساقهخوار یا میوهخوار اثر قابل قبولی ندارد.
زمان مصرف نیز بهاندازه انتخاب سم اهمیت دارد. بسیاری از لاروهای پروانهای در سنین ابتدایی حساسترند، بیماریهای قارچی پیش از گسترش شدید آسانتر مدیریت میشوند و علفکشها زمانی نتیجه مطلوبتری دارند که علف هرز در مرحله مناسب رشد باشد. دمای هوا، سرعت باد، احتمال بارندگی، کیفیت آب، نوع نازل، پوشش محلول و فاصله تا برداشت نیز باید پیش از سمپاشی بررسی شوند.
بنابراین هدف از شناخت انواع سموم کشاورزی، پیدا کردن قویترین یا ماندگارترین سم نیست؛ بلکه باید محصولی انتخاب شود که از نظر ماده مؤثره، نحوه اثر، آفت هدف، زمان مصرف و محدودیتهای برچسب با شرایط مزرعه هماهنگ باشد.
سموم کشاورزی چیست؟
سموم کشاورزی یا آفتکشها موادی با منشأ شیمیایی، زیستی یا معدنی هستند که برای پیشگیری، دورکردن، کاهش جمعیت یا کنترل عوامل خسارتزا به کار میروند. حشرهکشها، علفکشها، قارچکشها، باکتریکشها، جوندهکشها، کنهکشها و نماتدکشها همگی در گروه آفتکشها قرار میگیرند. هر ماده مؤثره، دامنه اثر، نحوه اثر، میزان خطر و رفتار محیطی مخصوص خود را دارد و نمیتوان یک محصول را برای تمام مشکلات گیاه به کار برد.
سمپاشی فقط یکی از ابزارهای کنترل خسارت است و نباید جایگزین روشهایی مانند تناوب زراعی، استفاده از بذر و نشای سالم، حذف بقایای آلوده، کنترل علفهای هرز میزبان، تنظیم آبیاری و حفاظت از دشمنان طبیعی شود. در مدیریت تلفیقی آفات، روشهای زراعی، مکانیکی، زیستی و شیمیایی در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا مصرف سم تنها زمانی انجام شود که از نظر اقتصادی و فنی توجیه داشته باشد.
انواع سموم کشاورزی دفع آفات بر اساس نوع آفت:
حشره کشها
حشرهکشها برای کنترل حشرات خسارتزایی مانند شته، تریپس، سفیدبالک، مینوز، شپشک، سوسک و لارو پروانهها استفاده میشوند. این محصولات ممکن است تماسی، گوارشی، نفوذی یا سیستمیک باشند. حشرهکش تماسی باید به بدن آفت یا محل استقرار آن برسد، درحالیکه نوع گوارشی پس از خوردهشدن بافت سمپاشیشده وارد بدن آفت میشود. حشرهکش سیستمیک نیز پس از جذب در گیاه، آفت تغذیهکننده از شیره یا بافت را تحت تأثیر قرار میدهد.
انتخاب حشرهکش باید براساس گونه آفت، مرحله زندگی و محل فعالیت آن انجام شود. در آفات پروانهای، معمولاً لاروهای جوان پیش از ورود به ساقه، میوه یا غلاف بهتر کنترل میشوند. “کلرانترانیلیپرول ۳۵ درصد خزر سم کود” از گروه دیآمیدهاست و برای کنترل بعضی لاروهای پروانهای کاربرد دارد. این ماده با اختلال در فعالیت عضلانی حشره، تغذیه لارو را متوقف میکند؛ اما کاربرد آن باید با آفت و محصول درجشده روی برچسب هماهنگ باشد.
علفکشها
علفکشها برای کاهش رقابت علفهای هرز با گیاه اصلی بر سر آب، نور، فضا و عناصر غذایی استفاده میشوند. این سموم از نظر دامنه اثر به دو گروه انتخابی و غیرانتخابی تقسیم میشوند. علفکش انتخابی، در محصول و مرحله مشخص، گروه خاصی از علفهای هرز را کنترل میکند؛ اما علفکش غیرانتخابی میتواند بیشتر گیاهان سبزی را که محلول با آنها تماس پیدا میکند، آسیب بزند.
پیش از انتخاب علفکش باید نوع علف هرز، یکساله یا چندساله بودن، باریکبرگ یا پهنبرگ بودن، مرحله رشد و وضعیت رطوبتی خاک بررسی شود. “گلایفوزیت ۴۱ درصد تسا” علفکشی غیرانتخابی، سیستمیک و پسرویشی است که از اندامهای سبز جذب میشود. هنگام مصرف آن باید از برخورد محلول با برگ، ساقه سبز، پاجوش و قسمتهای سبز درختان و گیاهان زراعی جلوگیری شود.
جوندگان
جوندهکشها برای مدیریت موشهای مزرعه، باغ، انبار، دامداری و محیطهای نگهداری محصول استفاده میشوند. خسارت جوندگان فقط به خوردن بذر یا محصول محدود نیست؛ آنها میتوانند بستهبندیها، تجهیزات آبیاری و تأسیسات را نیز تخریب کنند و با فضولات خود باعث آلودگی محصولات انباری شوند.
بسیاری از جوندهکشها به شکل طعمه مسموم عرضه میشوند. طعمه باید در مسیر رفتوآمد جونده، داخل ایستگاه طعمهگذاری و دور از دسترس کودکان، دام، پرندگان و حیوانات خانگی قرار گیرد. محصول “موش کش تامکت حاوی برودیفاکوم” در گروه جوندهکشهای ضدانعقادی قرار میگیرد. استفاده بدون ایستگاه مناسب یا رهاکردن طعمه در محیط میتواند جانوران غیرهدف را در معرض خطر قرار دهد.
بیشتر بخوانید: چرا موشها به سم مقاوم میشوند؟
باکتری کشها
بیماریهای باکتریایی ممکن است با علائمی مانند لکههای آبسوخته، ترشح صمغ، سوختگی گل و سرشاخه، شانکر یا پوسیدگی نرم دیده شوند. بااینحال، این علائم گاهی با بیماری قارچی، سرمازدگی، صدمات مکانیکی یا اختلال تغذیهای اشتباه میشوند؛ بنابراین تشخیص باید قبل از مصرف باکتریکش انجام شود.
ترکیبات مسی از رایجترین مواد مورد استفاده در برنامه مدیریت بعضی بیماریهای باکتریایی هستند. این ترکیبات بیشتر نقش حفاظتی دارند و نمیتوانند بافت ازبینرفته یا شاخه دچار شانکر شدید را ترمیم کنند. “بردو خزر ۲۰ درصد” یک ترکیب مسی تماسی با کاربرد قارچکشی و باکتریکشی است. زمان مصرف، حساسیت گیاه به مس و احتمال گیاهسوزی باید پیش از استفاده بررسی شود.
قارچکشها
قارچکشها برای پیشگیری یا کنترل بیماریهایی مانند سفیدکها، زنگها، لکهبرگیها، سیاهکها و بعضی پوسیدگیها استفاده میشوند. این سموم ممکن است تماسی، نفوذی یا سیستمیک باشند. قارچکش تماسی روی سطح گیاه باقی میماند و برای اثر مطلوب به پوشش یکنواخت نیاز دارد، درحالیکه نوع نفوذی یا سیستمیک پس از جذب تا اندازهای در بافت گیاه جابهجا میشود.
همه بیماریهایی که با پوسیدگی، پژمردگی یا لکهبرگی همراهاند، به یک قارچکش پاسخ نمیدهند. قارچهای حقیقی و عوامل شبهقارچی مانند پیتیوم و فیتوفتورا از نظر حساسیت به مواد مؤثره متفاوتاند. “تیوفانات متیل ۷۰ درصد خزر سم کود” قارچکشی سیستمیک از گروه بنزیمیدازولهاست. تکرار مداوم یک گروه قارچکش میتواند جمعیتهای مقاوم را افزایش دهد؛ به همین دلیل تناوب مکانیسمهای اثر ضروری است.
نماتدکشها
نماتدها موجودات کرممانند و بسیار ریزی هستند که بیشتر آنها فقط با میکروسکوپ دیده میشوند. همه نماتدهای موجود در خاک مضر نیستند؛ اما نماتدهای انگل گیاهی با اندام سوزنمانندی به نام استایلت، سلولهای گیاه را سوراخ کرده و از محتویات آنها تغذیه میکنند. بیشتر نماتدهای خسارتزا به ریشه حمله میکنند، هرچند بعضی گونهها میتوانند به ساقه، پیاز، غده یا بخشهای هوایی گیاه نیز آسیب برسانند. نماتدهای ریشهگرهی، زخم ریشه، سیستی و مولد کوتولگی ریشه از مهمترین گروههای انگل گیاهی هستند.
خسارت نماتدها معمولاً بهصورت لکههای نامنظم از گیاهان ضعیف، کوتاهمانده و کمپشت در مزرعه دیده میشود. زردی، پژمردگی در ساعات گرم روز، کاهش رشد، افت عملکرد و پاسخ ضعیف گیاه به کود و آبیاری از علائم احتمالی آلودگی هستند. روی ریشه نیز ممکن است گره یا گال، زخمهای تیره، پوسیدگی، کاهش حجم ریشه یا انشعاب غیرطبیعی دیده شود. بااینحال، همه نماتدها گال ایجاد نمیکنند و علائم آنها میتواند با شوری، فشردگی خاک، کمبود غذایی یا بیماریهای ریشه اشتباه شود. تشخیص مطمئن به نمونهبرداری اصولی از خاک و ریشه و بررسی آزمایشگاهی نیاز دارد.
نماتدکشها آفتکشهای تخصصی برای کاهش جمعیت یا خسارت نماتدهای انگل گیاهی هستند. این محصولات بسته به ماده مؤثره و نوع فرمولاسیون ممکن است پیش از کاشت، هنگام کاشت، از طریق آبیاری یا بهصورت مصرف خاکی استفاده شوند. نماتدکش نمیتواند ریشهای را که بهشدت تخریب شده دوباره سالم کند؛ بنابراین پیشگیری و زمانبندی مصرف اهمیت زیادی دارد. مدیریت مؤثر باید با استفاده از نشای سالم، جلوگیری از انتقال خاک آلوده، کنترل علفهای هرز میزبان، تناوب با گیاه غیرمیزبان، استفاده از ارقام مقاوم و در شرایط مناسب آفتابدهی خاک همراه شود.
انواع سموم کشاورزی بر اساس دوام پذیری:
سموم کشاورزی ماندگار
ماندگاری نشان میدهد یک ماده مؤثره چه مدت در خاک، آب، گیاه یا محیط باقی میماند. یکی از شاخصهای بررسی آن، نیمهعمر است؛ یعنی مدت زمانی که طول میکشد مقدار ماده در محیط به نصف کاهش پیدا کند. نیمهعمر یک عدد کاملاً ثابت نیست و عواملی مانند دما، نور، رطوبت، اسیدیته، بافت خاک، ماده آلی و فعالیت میکروبی بر آن اثر میگذارند.
ماندگاری بیشتر ممکن است مدت کنترل را افزایش دهد، اما میتواند احتمال باقیماندن ماده در خاک، خسارت به محصول بعدی یا اثر بر موجودات غیرهدف را نیز بالا ببرد. “تریفلورالین ۴۸ درصد” نمونهای از علفکشهای پیشکاشت با اثر خاکی است که برای عملکرد مناسب باید طبق دستور با خاک مخلوط شود. مقدار مصرف و محدودیت تناوب زراعی آن باید با دقت رعایت شود.
سموم کشاورزی تجزیه پذیر
سموم تجزیهپذیر پس از مصرف بر اثر نور، آب، واکنشهای شیمیایی یا فعالیت میکروارگانیسمها بهتدریج شکسته میشوند. بااینحال، تجزیهپذیر بودن به معنی بیخطر بودن سم یا امکان برداشت فوری محصول نیست. خطر مسمومیت هنگام سمپاشی، اثر بر زنبورهای گردهافشان، آبزیان و دشمنان طبیعی و همچنین دوره کارنس همچنان باید جدی گرفته شود.
“اسپینوساد ۲۴ درصد” حشرهکشی با منشأ تخمیری است که با اثر تماسی و گوارشی روی سیستم عصبی بعضی حشرات اثر میگذارد. منشأ طبیعی یا تخمیری یک ماده، مجوز مصرف بدون محدودیت نیست و زمان مصرف آن باید با فعالیت آفت و حضور حشرات مفید هماهنگ شود.
سموم دفع آفات شیمیایی بر اساس ترکیبات شیمیایی:
سموم ارگانوفسفات
ارگانوفسفاتها گروهی از حشرهکشهای عصبی هستند که بیشتر آنها با مهار آنزیم استیلکولیناستراز عمل میکنند. در نتیجه، انتقال پیامهای عصبی مختل شده و حشره دچار تحریک مداوم، فلج و مرگ میشود. موادی مانند اتیون، دیازینون و فنیتروتیون در این گروه قرار میگیرند.
“اتیون ۴۷ درصد توسعه صنعت سم آذربایجان” یک حشرهکش غیرسیستمیک و تماسی از گروه ارگانوفسفاتهاست. ازآنجاکه این گروه میتواند برای کاربر خطر عصبی ایجاد کند، استفاده از دستکش، ماسک مناسب، لباس کار و جلوگیری از تماس پوست با محلول ضروری است. تناوب دو ارگانوفسفات مختلف نیز همیشه به معنی مدیریت مقاومت نیست، زیرا ممن است هر دو محل اثر یکسانی داشته باشند.
سموم کاربامات
کارباماتها نیز مانند ارگانوفسفاتها بر آنزیم استیلکولیناستراز اثر میگذارند، اما از نظر ساختار شیمیایی و بعضی ویژگیهای سمشناسی با آنها متفاوتاند. این موضوع نشان میدهد جابهجایی مداوم میان این دو خانواده ممکن است همیشه برای مدیریت مقاومت کافی نباشد.
پریمیکارب یکی از کارباماتهای انتخابیتر است که بیشتر برای کنترل شتهها شناخته میشود. این موضوع نشان میدهد نمیتوان همه کارباماتها را حشرهکشهایی عمومی و مناسب برای هر آفت دانست.
حشره کشهای ارگانوکلر
ارگانوکلرها از گروههای قدیمی حشرهکشها هستند و موادی مانند ددت و بعضی ترکیبات سیکلودینی در این خانواده قرار میگیرند. بسیاری از این مواد بهدلیل ماندگاری زیاد، تجمع در بافت چربی جانداران و انتقال در زنجیره غذایی، مشکلات زیستمحیطی گستردهای ایجاد کردهاند.
به همین دلیل تعداد زیادی از حشرهکشهای ارگانوکلر حذف، ممنوع یا بهشدت محدود شدهاند و نباید بر پایه توصیههای قدیمی یا باقیمانده سموم در انبار مصرف شوند. برای این بخش محصولی از سایت معرفی نمیشود؛ زیرا ایجاد لینک فروش برای یک گروه منسوخ یا فاقد گزینه مرتبط، از نظر علمی و کاربردی صحیح نیست.
پیریدروئید
نام علمی رایج این گروه «پایروتروئیدها» است. این حشرهکشها با اثر بر کانالهای سدیمی سلولهای عصبی، موجب تحریک شدید، فلج و افتادن سریع حشره میشوند. دلتامترین و سایپرمترین از اعضای شناختهشده این خانواده هستند.
“دلتامترین ۲٫۵ درصد” نمونهای از پایروتروئیدهای موجود در سایت مزرعه زمرد است. اثر ضربهای سریع این سم نباید با کنترل پایدار اشتباه گرفته شود؛ زیرا بعضی جمعیتهای آفات به پایروتروئیدها مقاومت پیدا کردهاند. این گروه میتواند بر دشمنان طبیعی و آبزیان نیز اثر منفی داشته باشد و نباید هنگام فعالیت زنبورهای گردهافشان مصرف شود.
علفکشهای سولفونیل اوره
سولفونیلاورهها علفکشهایی با مقدار مصرف نسبتاً کم هستند که آنزیم استولاکتاتسنتاز یا ALS را مهار میکنند. با توقف فعالیت این آنزیم، تولید چند اسیدآمینه ضروری مختل شده و رشد علف هرز متوقف میشود. مقدار کم مصرف به معنی بیخطر بودن یا امکان استفاده بدون محدودیت نیست.
“علفکش آتلانتیس یا اتلت خزر سم کود” حاوی مزوسولفورون و یدوسولفورون است و برای کنترل علفهای هرز مشخص در مزارع گندم استفاده میشود. تکرار مداوم علفکشهای مهارکننده ALS، مصرف روی علفهای بزرگ و کاهش خودسرانه مقدار مصرف میتواند انتخاب جمعیتهای مقاوم را تسریع کند.
سموم بیولوژیکی
سموم بیولوژیکی از میکروارگانیسمها، مواد طبیعی یا ترکیبات بیوشیمیایی دارای اثر آفتکشی تهیه میشوند. باکتری باسیلوس تورینجینسیس، بعضی قارچهای بیمارگر حشرات، ویروسهای اختصاصی آفات و برخی ترکیبات طبیعی در این گروه قرار میگیرند.
سم زیستی لزوماً روی همه آفات اثر ندارد و بسیاری از این محصولات به مرحله زندگی آفت، دما، رطوبت، نور خورشید و شرایط نگهداری حساساند. همچنین هر مادهای که منشأ طبیعی دارد، الزاماً برای انسان، زنبور یا محیطزیست کاملاً بیخطر نیست.
“اسپینوساد SC ۲۴%” منشأ تخمیری دارد و میتواند در بعضی برنامههای مدیریت تلفیقی استفاده شود، اما همچنان باید مانند یک حشرهکش فعال و براساس برچسب مصرف شود.
سخن پایانی
شناخت انواع سموم کشاورزی به کشاورز کمک میکند میان مشکل مزرعه و محصول انتخابی ارتباط درستی برقرار کند. حشرهکش برای بیماری قارچی، قارچکش برای کمبود غذایی یا علفکش غیرانتخابی در تماس با محصول اصلی نمیتواند نتیجه مطلوبی ایجاد کند. تشخیص عامل خسارت، اولین و مهمترین مرحله در هر برنامه کنترل است.
پس از تشخیص، باید ماده مؤثره، درصد و نوع فرمولاسیون، مکانیسم اثر، آفت هدف، مرحله رشد محصول، زمان مناسب سمپاشی، دوره کارنس و محدودیتهای اختلاط بررسی شوند. دو محصول با نامهای تجاری متفاوت ممکن است ماده مؤثره یکسانی داشته باشند و استفاده پشتسرهم از آنها، تناوب واقعی محسوب نشود. همچنین دو محصول با نام مشابه ممکن است درصد یا فرمولاسیون متفاوتی داشته باشند و نباید مقدار مصرف یکی را برای دیگری در نظر گرفت.
شرایط سمپاشی نیز نقش مستقیمی در نتیجه دارد. وزش باد احتمال رانش سم را افزایش میدهد، بارندگی زودهنگام ممکن است محلول را بشوید، گرمای شدید خطر تبخیر یا گیاهسوزی را بالا میبرد و تنش خشکی میتواند جذب بعضی علفکشها را کاهش دهد. کالیبرهبودن سمپاش، انتخاب نازل مناسب و پوشش یکنواخت بسیار مهمتر از افزایش خودسرانه غلظت محلول است.
در نهایت، بهترین سم همیشه گرانترین، قویترین یا ماندگارترین محصول نیست. بهترین انتخاب، محصولی است که برای آفت و گیاه موردنظر مناسب باشد، در زمان درست مصرف شود و با کمترین خطر قابلقبول، خسارت را کنترل کند. مطالعه برچسب فارسی، رعایت تجهیزات حفاظت فردی، جلوگیری از آلودگی منابع آب و استفاده از تناوب مکانیسمهای اثر، بخشی جداییناپذیر از مصرف مسئولانه سموم کشاورزی است.


بدون دیدگاه